شناور و مدهوش و بی خیال
می خوابمت
می دانمت
به بیداری ، رویا می بافم
در واژه های شعر تو
زندانیم هنوز
و تارو پود دلم
بی تاب زخمۀ توست
بباف
یک دانه رو
دوتا زرد، یکی سیاه
در واژه های شعر تو
من زنده ام
بخوان
مرا زندگی بده از نو
مرا بخوان
یک حرف زیر
یکی بم
من زنده ام به تو
به واژه های تو