!آونگ ساعت است
،یک بار دیگر
،شب از نیمه می گذرد
،من در خیال تو
،من در هوای تو
.من بی سبب پی آوازهای تو
..
..
!آونگ ساعت است
،شب رفته تا لبۀ چرتگاه صبح
،هنوز من
،دلتنگ و بی قرار
،هی بی سبب پی اسم توام هنوز
،تا باز قلب تو را
،در خواب صبحگاه
.قسمت کنم میان من و خواب و آرزو
،تا لحظه ای که تو بیدار می شوی
.من با خیال تو خوش زندگی کنم
..
..
.صبحت به خیر باد