نامه هایم به تو

می نویسم

گذر ثانیه ها را از تو

مینویسم

سفر کودکیت را به خزان

می نویسم

سر این کوچۀ دور

ایستادست کسی چشم به راه

می نویسم

روشنایی همه جا هست ولی

زور من بی تو شب است

می نویسم

دل من تنگ شده

باز آی از طرف جادۀ دور

مینویسم

تو فراموش بکن

بدیم را و به یاد آر که من

خوب هم بوده ام انگار

ولی

بی بها بوده و کم

می نویسم

اما

تو کجا میدانی؟

می نویسم

اما

نامه هایم را تو

ز کجا می خوانی؟