می خواهم برایت بگویم

می خواهم امشب

برای تو

یک شعر زیبا بگویم

برای تو از غصه هایم

برای تو از اشکهایم

و از ترس

از کرانهای دریا

ترانه بگویم

و می خواهم امشب

اگر دوست داری

از آن روزهایی بگویم

که در پای هر لحظه زنجیر بود

از آن شب که باران یکریز

دل کوچکم را به مهمانی ابر می برد و

دنیا مرا بی تکلف رها کرده بود

اگر دوست داری

...

ولی نه

برای تو امشب و هر شب

فقط عشق را می سرایم