مرا یاد آر

به من نگاه کن

ای روشنای فروریخته

در آینه های نقره نشان و بی غبار

مرا صدا کن

ای انعکاس پچ پچه در کوهسار

مرا گره کن

ای زیبا به وقت اشک

مرا یاد آر

مرا

که پیراهن استعاره به تن دارم و

داغم از تب لبخندهای گاهی به چند گاهت

از چراغ وسوسۀ هم آغوشیت

مرا یاد آر

مرا

که وسعت دلم را یکجا به لشگر بی سرباز تو

تسلیم کرده ام

از من عاشقتر

در این دیار نخواهی یافت

مرا یاد آر