یکجا رها شده در بیکران خواب
.اندام سرد من
،چونان بتی از سنگ خاره
.سنگین و خشک و سخت
،یک خواب سنگی و در امتداد آن
.کابوس رفتنت
،دیوار
.منتهی شده بر دیوار
،آوار
.فرو ریخته بر آوار
،ناگه میان خواب
،یک بی کران گرم
.مفهوم نا موفق دیوار را شکست
،یک بوته حجم سبز و هجوم عشقه ها
.بر قلب سنگی دیوار خانه مان
،تعبیر خواب من
.لبخندِ صبحِ توست