،بگو
،چطور شروعت کنم
.بگو
از صبح؟
از بهار؟
پائیز ماندگار؟
شب؟
بوسه؟
یا هوسی گرم و بی قرار؟
، بگو
، تو را به چه مهمان کنم
،بگو
،بر سفره ای
تهی از نان و ماه و عشق؟
،بر یک دروغ
که زیبا بگویمش؟
،وقتی که میروی
، وقتی که خسته ای از شکوه های من
،با من بگو
چگونه تو را مهربان کنم؟
،بگذار من
،که همه هستیم ز توست
،دور از سیاه کاری عشق
،دور از هراس و شبهه و انکار بی دلیل
بر تو نگاه کنم و
.بشنوم تو را
،تا من هزار بار دگر
،نو به نو تو را
.با واژه های گم شده ام آشنا کنم
،بگذار تا برای ابد
،قلب خویش را
.بی پرده عاشق عشق شما کنم